به موازاتم بودی
دو خط موازی...؟
تصادم سختی شد
صفحه هم از زیر خط
...شانه خالی کرد.
برایم ستاره نچیدی؟!
چرا دریا نشدی که موج بزنی لای انگشتانم شن جمع شود قلقلکم بدهد
آب بپاشم به صورتت
بخندی الکی
دشت هم ،
اسبم را هی کنم باد صورتم را هوایی کند برای یک ...
قدم هم،
خیابان را دراز کنیم تا خود کوه
خوابت را چند می فروشی؟
چشمان بازت را
لعنتی
.
.
.
.
شبی که تو را گم کردم
